السيد الخميني
243
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
واقع مىشود آن هم قيام است ؛ قيام از خواب ، و قيام بعد از بيدارى . نخستين قيام ؛ قيام از خواب غفلت قيام از خواب براى ماها كه خواب هستيم و باز بيدار نشديم . ماها كه براى سكر « 1 » طبيعت بيهوش هستيم ؛ در خواب غفلت هستيم ؛ و چشم و گوشمان همهاش متوجه به عالم طبيعت است . موعظهء خدا ، به حسب قول اين مرد سالك « 2 » ، اين است كه يك موعظه هست . و آن اينكه بيدار بشويد از اين غفلت و از اين خوابى كه سنگين است . خوابى است كه طبيعت غلبه كرده است بر ما و ما را خواب كرده است . اول قدم اين است كه ما بيدار بشويم و توجه كنيم به اينكه عالم طبيعت چى هست ؛ و ما در عالم طبيعت به كجا مىرويم ؟ در سير هستيم همه ، اين سير به كجا منتهى مىشود ؟ اين اول قدمى است كه براى كسانى كه سلوك « الى اللَّه » مىكنند . اول قدم اين است كه بيدار بشوند ؛ غفلت را كنار بگذارند ؛ توجه به معنويات بكنند ؛ به ما وراء طبيعت بكنند . اين راهِ يك راه طولانى است كه ما در اوايلش واقع هستيم ؛ و بايد سير بكنيم ، و تا آخر سير بكنيم . اگر در حال غفلت ما را سير دادند و ما بيدار نشديم تا وقتى كه از عالم طبيعت بيرون رفتيم ، ما سعادتمند نيستيم . چنانچه بيدار [ شديم ] و راه را يافتيم و آن راهى كه خداى تبارك و تعالى فرموده است راه مستقيم است ، راه « الى اللَّه » است ، ما آن راه را طى كرديم ، از انحرافات كناره گرفتيم ، توجه به خدا ، توجه به احكام خدا كرديم ، اين راهى كه قهراً ما را مىبرند ، با قدم اختيار آن مقدارى كه مربوط به اختيار است طى كرديم ، وقتى كه از اينجا منتقل شديم به عالم ديگر ، همهء آن سعادت ، همهء آن نور [ است ] . اين عالم دار ظلمت است : ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ « 3 » اگر ما تكليف خودمان را دانستيم و بيدار شديم و فهميديم كه بايد سير كنيم « الى اللَّه » ، بايد مجاهده كنيم براى خدا ، قيام كنيم براى خدا ، و در همهء ابعادى كه هستيم و
--> ( 1 ) - مستى . ( 2 ) - خواجه عبد اللَّه انصارى . ( 3 ) - سورهء نور ، آيهء 40 : « تاريكيهايى بالاتر از برخى ديگر از تاريكيها » .